|
با اینا زندگیو سر می کنم
.
.
کمتر از چند ساعت دیگر امسال تموم میشه و میشه سال دیگه!ا
.
.
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد، ا
.
.
امسال هم سال خوبی بود، مثل زندگی، هم شادی داشت هم غم ، هم بلندی هم پستی، پر بود از تلخی و ...شاد بود و خوب.ا
.
.
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب، ا
.
.
سال دیگه هم خواهد آمد ، مثل سالهای قبل، چه خوب که می آید، مثل بهار
.
.
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ،ا
.
.
سلام بهار سلام سال دیگه، سلام به همه ی کسایی که دوسشون دارم
.
.
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه،ا
.
.
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در میکنم
.
.
پ.ن: چند روز پیش من هم به دنیا اومدم ، هاها، رفقا کلی شرمندم کردن، زنگها و اس ام اس ها و کامنت ها و ... حسابی خر زوق (ذوق)شده بودم ،کلی کلی زیاد مرسی از همه، طوری بود که وقتی امیرعلی زنگ زد اونم از فرنگ اینقد خوشحال شدم که پست مزخرف غمگینی که آماده کرده بودمو نزاشتم! البته انگار نقشه ی امیرعلی با شکست مواجه شد ، به دلیل تفاوت تاریخ تولد من در شناسنامه و واقعیت، هاها ولی کلی لذت بردیم!ا
.
.
پ.ن: عید بزرگترین فرصتی است که خیلی اسان از دست می رود، بصورت احمقانه ای به برنامه ی امتحانات و تکالیف خیره شده ایم
.
.
پ.ن: تف به این کامپیوترمان که باعث شد این پست را دو بار تایپ کنیم
.
.
پ.ن:
عید اومدو ما لختییم......رفتیم به بابا گفتیم
بابا هم گفت به چیزم ..... ببین جیب تمیزم
هاها البته گویا به جای چیز چشم یا یه جای دیگه بوده که در اون صورت قافیه درست نمیشد
.
.
سال نو مبارک با همتونم، شما ، شما ، بهله حتی شما |